شهربهشت(رضوانشهر)
خدا را برآن بنده بخشایش است که خلق از وجودش در آسایش است (سعدی)
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
                                                               بسمه تعالی
درسالگردانقلاب اسلامی ایران بسرمیبریم که ضمن عرض تبریک وگرامیداشت این زلزله سیاسی قرن بیستم ،بایدعرض نمایم که انقلاب اسلامی ایران بارهبری هوشمندانه حضرت امام خمینی(ره) واتکا به قدرت لایزال الهی وباهمت مردم همیشه درصحنه ایران اسلامی توانست معادلات سیاسی قدرتهای جهانی رابرهم بریزد وقدرت نوظهوری که بدون پشتوانه قدرتهای شرق وغرب درعرصه جهانی خودنمایی کند.

جهت آشنایی بیشتربا ابعاد دیگری ازانقلاب اسلامی ایران،توجه شما را به قسمت هایی ازکتاب "شکل گیری انقلاب اسلامی از سلطنت پهلوی تاجمهوری اسلامی"نوشته جناب استاد محسن میلانی می نماید، وقبل از آن نگاهی تصویری به لحظه هایی از انقلاب سال1357 خواهیم پرداخت:
دیروز همه فریاد زدند:                       استقلال ،آزادی ،جمهوری اسلامی

مرگ برشاه ،مرگ برشاه ،م___________رگ برشاه
 

وای اگرخمینی اذن جهادم دهد    ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد


لطفا ادامه مطلب رابخوانید:
: گزارش کتاب

 "شکل گیری انقلاب اسلامی از سلطنت  پهلوی تا جمهوری اسلامی"

نویسنده: محسن میلانی

انقلاب اسلامی یکی از اعجاب انگیزترین حوادث نیمه ی دوم قرن بیستم بود که موجبات تحیر کارشناسان علوم سیاسی را فراهم نمود. شاه پهلوی از پشتوانه ی حمایتی آمریکا و قدرت های غربی و ارتش نیم میلیون نفری مجهز و ساواک برخوردار بود. دولت وی نه بحران مالی جدی داشت و نه با جنگی ویرانگر یا شکستی روبرو بود. ساواک هرگونه مخالفت با تاج و تخت شاهانه را سرکوب می کرد. ایده ی شکست ناپذیری شاه در داخل ایران و دستگاه سیاست خارجی آمریکا امری ساری و جاری بود و کارتر ، شاه را به خاطر ایجاد یک جزیره ی ثبات در یکی از نواحی پرآشوب دنیا ستود. ناگهان امواج سهمگین انقلاب فرارسید و توانست یک حاکم خودکامه را ساقط نماید. آنچه مایه ی شگفتی شده بود ، نقش اسلام در تسریع روند پیروزی انقلاب اسلامی و ظهور آن به عنوان یک ایدئولوژی غالب در ایران پیش از انقلاب بود. انقلاب های عصر نوین در جوامعی فارغ از تأثیرات معنوی و صرفا بر اساس عقاید و ایده های نوین روی دادند. پیش از انقلاب اسلامی ، عرف حاکم بر ایران از دین تصویری روبه زوال و آمیخته با اشتباهات تاریخی ترسیم کرده بود. در مخالفت با این پارادایم معیوب ، روحانیت شیعه که می رفت در زیر چرخ های توسعه ی سرمایه داری و سکولاریسم سلسله ی پهلوی خرد شود ، به سلسله جنبان فلسفی یک خداشناسی نوین بر اساس آموزه ی ولایت فقیه  و با حاکمیت مستقیم علما تبدیل شد. طی مدت کوتاهی، رژیم شاهنشاهی به جمهوری اسلامی تغییر یافت و به پایگاه حرکت اسلامی نوین که مرکزیت بخش اعظم دنیای اسلام را طی دهه ی گذشته در خود داشته است ، تبدیل گردید. نویسنده معتقد است در این کتاب پیش شرط های اقتصادی ، سیاسی وایدئولوژی که تسریع روند انقلاب را سبب گردیده و برخی عوامل داخلی و خارجی ای را که موجب تسهیل دست یابی علما به قدرت شد و آثار عمیق اسلامی سازی در ایران را بر بخت های ملت کهن ایران در راستای دستیابی به یک آینده ی بهتر توضیح می دهد. به همین منظور ، وی نگاه خود را به ماهیت و روند تکامل دولت ایران که انقلاب اسلامی با هدف تسلط بر آن شکل گرفت ، معطوف نموده است. الگوهای متغیر حاکم بر روابط دولت ایران با قدرت های سلطه گر خارجی به ویژه آمریکا و گروه های اجتماعی داخلی به ویژه علما ، بازاریان و نخبگان مورد بحث قرار داده است.
مباحث این کتاب در قالب پنج بخش و یازده فصل تدوین شده است. ناتوانی کارشناسان از پیش بینی پایان عمر سلطنت و دست یابی علما به قدرت از پیش فرض های نادرست آنها در مورد ایران عصر پهلوی ناشی می شد.
نویسنده ی کتاب در بخش اول درباره ی ریشه های این بحران مفهومی یا ضعف نگرش تئوریک بحث می کند و چارچوب کل گرایانه ای را برای تشریح انقلاب اسلامی ارائه می کند. این چارچوب بر اساس تلفیق ، تصحیح و اضافاتی بر تئوری های گوناگون انقلاب استوار شده است. نظریه های متعددی درباره ی پیش شرط های انقلاب  وجود دارد ولی هیچ یک به تنهایی قادر به تشریح تمام جوانب آن نیستند. چون انقلاب ها به عنوان پدیده هایی بسیار پیچیده به دلایل مختلف در قالب هیچ تئوری جهان شمولی نمی گنجد. این دلایل عبارتند از : شرایط متغیر تاریخی ، ویژگی های منحصر به فرد حاکمان و فرهنگ ها و تعامل عامل شانس با پیش شرط های عینی انقلاب ها.
بحث اصلی نویسنده این است که چکیده ای از رویکردهای گوناگون که حاصل تلفیق و یا اضافاتی بر تئوری های مختلف انقلاب باشد ، باید بر استفاده از یک تئوری خاص تر جیح داده شود.
برای آنکه جمعیتی ساکت و آرام ، درگیر عمل متهوارنه ی آفرینش انقلاب بشوند ، وجود دو شرط لازم و ضروری به نظر می رسد :
اول : انقلاب ها بیشتر هنگامی روی می دهند که به دنبال یک دوره ی از توسعه ی اقتصادی که موجب بالا رفتن سطح خواسته ها و توقعات مردم می شود ، یک برگشت یا قهقرای ناگهانی روی دهد. چنین رویدادی موجب گسترش شکاف میان سطح مطالبات و میزان تحقق و برآورده سازی آنها می گردد. توسعه ی اقتصادی موجب بالا رفتن میزان مطالبات و روند معکوس آن موجب محرومیت و برآورده نشدن خواسته ها می شود که این امر به خشونت عمومی می انجامد.
دوم : پتانسیل انقلاب هنگامی بالا می رود که پیوند حمایتی موجود میان یک کشور وابسته ی جهان سوم و حامیان خارجی آن به واقع یا در ظاهر سست شود.
وجود همه ی این شرایط ضرورت شکل گیری یک انقلاب را سبب نمی شود. انقلاب ها مولود اقدام قهرمانانه ی انقلابیان متعهد هست. به همین دلیل ، انقلاب سازی ، غایی ترین مرحله از مراحل خلاقیت سیاسی می باشد. چون ظرفیت تحمل بشر در مواجهه با مصایب متغیر است. نارضایتی و مصایب به تنهایی قادر به آفرینش انقلاب نیستند. آنچه وجود آن ، ضروری به نظر می رسد ، تشخیص این امر از جانب توده هاست که تغییرات زیربنایی در ساختار قدرت ، امری ممکن و مطلوب است. برای آماده ساختن توده ها جهت پذیرش وضعیت اجتناب ناپذیری جدید ، انقلابیان باید یک ایدئولوژی انقلابی را که در حد فهم توده ها و دربردانده ی یک عنصر اتوپیایی باشد ، معرفی کنند. سرانجام ، هیچ انقلابی موفق نخواهد بود مگر اینکه ائتلافی همه گیر و متحد علیه دولت شکل گیرد. هیچ گروه یا طبقه ای به تنهایی ابزارهای لازم برای راه اندازی انقلاب علیه یک دولت مدرن زا که از قدرت خوبی هم برخوردار است ، در اختیار ندارد.
در دوران حکومت پهلوی ، اقتصاد تا حدودی مدرنیزه شده بود ولی دولت جوهره ی سنتی و مستبدانه ی خود را حفظ کرده و حوزه ی اقتصاد فارغ از حوزه ی سیاست توسعه یافته بود. محمدرضاشاه پهلوی فردی مستبد و بر این باور بود که تنها او راه اسرارآمیز نوسازی ایران را دریافته و از این رو راه مشارکت سیاسی را جز بر روی نزدیک ترین متحدان خویش می بست. بدین ترتیب ناخواسته موجبات وحدت و انسجام مخالفان خویش را فراهم آورد و بذر انقلاب را که نقطه ی پایان سلطنت او بود ، رویانید.
در اواخر دهه ی ۱۹۷۰ روند گسترش شکاف موجود میان توسعه ی اجتماعی ، اقتصادی و فرایند نهادسازی به دو دلیل مختل گردید:
نخست وقوع دوره ای از رکود اقتصادی در پی یک دوره توسعه ی بی رویه ی اقتصاد و همزمانی آن با آزادسازی فضای سیاسی ، پس از سالها سرکوب و اختناق. و دوم رواج گسترده ی عقیده ی کاهش حمایت آمریکا از شاه. آسیب پذیری رژیم وی در برابر این قبیل فشارهای داخلی و خارجی مولود ماهیت خود دولت بود. روند معکوس رشد اقتصاد ایران بر شمار قابل توجه ایرانیان که معیشت آنان بسته به درآمدهای نفتی دولت بود تأثیر گذاشت. در این مقطع زمانی به واسطه ی انحصار توزیع ثروت های نفتی در دست رژیم ، شاه پایگاه حمایتی خاص خود را از دست داد. رژیم حاکم در ایران پیش از انقلاب به آمریکا وابسته بود. در اثر کودتای ۱۹۵۳ شاه حمایت عمومی خویش را از دست داد. متعاقب این امر اعلامیه ی حقوق بشر در سال ۱۹۷۷ مواضع ناهماهنگ مدیریت کارتر پیوند حایتی شاه با آمریکا را تضعیف و مخالفان او را جسورتر کرد. هنگامی که شاه با اعطای آزادی های سیاسی رویه ی سرکوب گرایانه ی خود را تا حدودی کنار گذاشت مخالفان توده های ناراضی را علیه او بسیج کردند. بسیج توده ها توسط چپ گرایان ملی گرایان و علما در مقیاسی وسیع و به صورتی بی سابقه انجام پذیرفت و در این میان نقش علما از بقیه بارزتر بود. علما از یک شبکه ی سازمان یافته ی سنتی ، عمیق و سراسریِ کارآمد برای بسیج توده ها برخوردار بودند. علمای شیعه از یک استقلال مالی و سیاسی برخوردار بودند. نظام سنتی بسیج متدینان از مساجد ، تکایا ، انجمن های اسلامی و بازار کارآمد نشان داده و کنترل آن برای رژیم شاه مشکل بود و بالاخره این مذهب شیعه ، به عنوان یک ایدئولوژی انقلابی بود که مبارزه علیه رژیم پهلوی را توجیه می کرد و به توده ها نوید آینده ای روشن می داد. علما یکی از مهم ترین فروشندگان دوره گرد انقلاب ایران بودند و مذهب شیعه چتری ایدئولوژیک بود که مخالفان شاه تحت لوای آن دور هم گرد آمده و توانستند با تشکیل ائتلافی از گروه های متفرق ، با یکدیگر متحد شوند.
در بخش دوم به بحث درباره ی زمینه های تاریخی انقلاب اسلامی می پردازد. فصل دوم به تجزیه و تحلیل جنبش  مشروطیت طی سال های ۱۹۰۵-۱۹۱۱ و عوامل مؤثر در شکل گیری سلسله ی پهلوی اختصاص دارد. فصل سوم به تشریح حرکت موفقیت آمیز محمدرضا پهلوی در جهت تبدیل شدن به یگانه قدرت مطلق طی دو دهه ی نخست حکومت وی (۱۹۴۱-۱۹۷۱) و چالش های پیش آمده برای او از سوی مصدق و آیت الله روح الله امام خمینی می پردازد. در ضمن این فصل به بررسی جزییات قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ که تمرین لباس انقلاب اسلامی نام گرفت و موجب تبعید امام خمینی به ترکیه و از آنجا به عراق شده ، می پرازد.
بخش سوم که مشتمل بر سه فصل است ، نگاه خود را به پیش شرط های سیاسی ، عقیدتی و اقتصادی انقلاب اسلامی متمرکز می کند.
بخش چهارم به هنر ایجاد انقلاب اسلامی و چگونگی انتقال قدرت از رژیم شاهنشاهی به انقلابیان مسلمان می پردازد. حرکت مردمی که توانست شاه را سرنگون سازد ، هشت مرحله متوالی را پشت سرگذاشت. نویسنده برای هر یک از این مراحل راهکارها و واکنش های رژیم شاه ، آمریکا و انقلابیان را بر می شمارد و عوامل مهمی از قبیل توانایی های رهبری شاه و امام خمینی را مورد بحث قرار می دهد. 
در بخش پنجم ، نویسنده این موضوع را مطرح می کند که چگونه بنیادگرایان اسلامی توانستند به رهبری امام خمینی رقبای خود را کنار زده و یک حکومت اسلامی بنیان نهند. در آنجا این نظریه را که بنیادگرایی شیعی عامل اصلی بروز انقلاب اسلامی بود ، به چالش می کشد. نویسنده معتقد است که بنیادگرایی شیعی بیش از آنکه یکی از پیش شرط های اصلی انقلاب اسلامی باشد ، محصول آن است که بروز آن نه امری از پیش تعیین شده و نه مقوله ای اجتناب ناپذیر بود.
در فصل هشتم و نهم این مسئله را تشریح می کند که چگونه بنیادگرایان شیعی توانستند با زیرکی خاص ، رقبای خود را که عمدتا شامل ملی گرایان مسلمان و سکولار ، سوسیالیست های مسلمان و چپ گرایان می شد ، از میدان یه در کنند. این فرایند با اعمال فشار تدریجی بر دولت موقت انقلابی مهدی بازرگان شروع شد و تا بر کناری رئیس جمهور ابوالحسن بنی صدر خاتمه یافت. در این فصل به تحلیل مختصر بحران گروگان گیری تهران نیز می پردازد. وی براین باور است که به پیروزی رساندن یک انقلاب مقوله ای کاملا جدا و متفاوت از حکومت بر یک کشور است.
در بخش پایانی کتاب ، چالش ها و مشکلات فراروی بنیادگرایان شیعی را در چهارده سال گذشته(تا زمان تألیف کتاب) در راستای تلاش های آنان برای اداره ی و اسلامی کردن مورد بحث قرار می دهد. در فصل دهم ماهیت و پیامدهای حرکت ایران تحت رهبری امام خمینی به طرف رادیکالیسم را تشریح می کند. در فصل یازدهم انقلاب اسلامی در دوران رهبری آیت الله خامنه ای و ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را مورد بررسی قرار می دهد. در بخش جنگ ایران و عراق و خط مشی سیاست خارجی ایران در جریان بحران کویت مورد بررسی قرار می گیرد.
هدف غایی این کتاب این است که انقلاب اسلامی و خصوصیات و ویژگی های منحصر به فرد آن برای خوانندگان آمریکایی قابل فهم سازد. البته هر چند نویسنده مدعی است که با تلفیق و اصلاح تئوری های مختلف ، دست به ابتکار یک دیدگاه کل گرایانه زده است ولی در خود کتاب ، تصریح دارد که مبنای تحلیل انقلاب اسلامی وی همان مدل کلاسیک برینتون درباره ی مراحل انقلاب است. انقلاب ها و از جمله انقلاب ایران با روشی میانه روانه آغاز می شوند، پس از آن ، به سوی تند روی و دوره ای از ترور و وحشت گام برمی دارند و دست آخر تسلیم یک عکس العمل ترمیدورانه می گردند.ص ۲۶۴ .

ب: نقد کتاب:

قبل از طرح نقد نسبت به تحلیل مندرج در این کتاب ، توجه به چند مطلب ضروری است: اولا مطالبی که در این نقد به نگارش در آمده ممکن است از لحاظ لحن و نحوه ی بیان خوش آیند برخی نباشد و حاوی برخی مطالب تلخ و گزنده باشد. به همین خاطر بیان اینگونه نکات نباید به معنای رعایت نکردن انصاف تلقی گردد. ثانیا در بیان ایرادات و نقدها بر تحلیل کتاب به وجه شخص نویسنده و انگیزه های وی مد نظر نمی باشد. در این نوشتار صرفا تحلیل ارائه شده مورد ارزیابی و نقد قرار گرفته است . و چون آشنایی کاملی از شخص نویسنده و احوالات او ندارم فعلا قضاوتی نسبت به او ابراز نمی کنم.

اما مهم ترین نقدی که بر تحلیل این کتاب به نظر می رسد این است که این نوع تحلیل ها و آنچه شبیه آن است علیرغم استفاده از اطلاعات گسترده ، نتوانسته است روند شکل گیری انقلاب اسلامی و مراحل پس از پیروزی را مورد تحلیل قرار دهد. و آنچه در روند انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته با آنچه در این نوع نوشته ها آمده است تفاوت روشن و آشکاری دارد. و به همین دلیل نباید در سطوح بالای علمی جامعه ی ما از اعتبار و ارزش برخوردار گردد و به عنوان یک متن تحلیلی معتبر در مجامع علمی در زمینه ی انقلاب اسلامی مطرح شود. بلکه جایگاه و ارزش این گونه نوشتارها می تواند درجه بندی شود و به مقدار نیاز ، از آنها استفاده گردد.
این کتاب با تحلیل روند شکل گیری انقلاب اسلامی و مراحل پس از پیروزی آن ، نمونه ای از تحلیلی غیر علمی ، غیر کاربردی ، مزدورانه ، ملعونانه ، متعصبانه  و مخرب را ارائه نموده است.

انقلاب اسلامی و نهضت امام خمینی "قدس سره" که بایستی آن را در ادامه ی جریان مبارزه ی طولانی اسلام و کفر مورد مداقه قرار داد ، بدون نقش و عامل محوری دینی - مذهبی و به تعبیر خباثت آلود نویسنده "بنیادگرایی شیعی" و به تعبیر جاودانه ی بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی " اسلام ناب محمدی ـصلی الله علیه و آله ـ " به پیروزی نهایی نمی رسید. عامل دین و مذهب به ویژه در آغاز نهضت در سال ۴۲ و پیروزی آن در سال ۵۷ نقش محوری و یگانه ایی داشته است. بنیادگرایی شیعی یا تشیع بنیادگرا نه تنها جدا از دیگر جریانات اسلامی نبوده بلکه نوع متکامل آن به شمار می آید. در انقلاب اسلامی ایران برای شناخت جریانات اسلامی و دیگر جریانات سیاسی ، بدون معیار قرار گرفتن این جریان به اصطلاح تشیع بنیادگرا شناختی حاصل نمی شود. بنابر این جریان اسلامی اصیل در انقلاب و به تعبیر نویسنده ی کتاب بنیادگرایی شیعی جریانی اصیل بوده و عامل اصلی پیروزی انقلاب در ایران به شمار می آید. البته در روند و پیروزی انقلاب عوامل دیگری نیز دخالت داشته اند ولی نکته ی اساسی این است که هیچ یک از این عوامل از لحاظ تأثیر و اهمیت به اندازه ی این عامل تأثیرگذار نبوده است و شناخت روند انقلاب اسلامی و نهضت امام بدون در نظر گرفتن آن و یا اصیل ندانستن آن شناختی غلط و گمراه کننده تلقی می گردد.به همین منظور هر تحلیلی که نتواند و یا احیانا نخواهد این عامل را در انقلاب  دارای سهم تعیین کننده و اصیل بداند ، تحلیلی بدور از واقعیت و حقیقت بوده و گرایش های تحقیقاتی غیر دینی در آنها مانع از فهم این عامل گشته و خواسته یا ناخواسته تحلیلی مزدورانه و ملعونانه ارائه داده است.
نویسنده ی کتاب فوق الذکر در موارد گوناگونی سعی کرده است نظریات و فرضیات غربی ها را در مراحل مختلف انقلاب اسلامی تطبیق دهد و متعصبانه خواسته تحولات انقلاب اسلامی را با آن نظریات توضیح دهد. علاوه براین وی درباره ی روند انقلاب اسلامی بر روی مدل کلاسیک کرین برینتون به شدت پافشاری نموده و چند جا بدان اشاره نموده است. انقلاب اسلامی با همه ی انقلاب های دیگر غیر از عامل اصلی که گفته شد ، تفاوت اساسی و جوهری دیگری نیز دارد و آن تفاوت در شکوفایی و تکامل یابی آن می باشد. بر خلاف نظر کسانی که به معادله ی انقلاب بر طبق مدل کلاسیک اعتقاد دارند ، روند انقلاب اسلامی از ابتدای نهضت، سیر انقلابی و تکاملی داشته و با شتابی بیشتر به پیروزی رسید. و با سرعت و شدتی گسترده به سیر انقلابی خود تاکنون ادامه داده است و همچنان این سیر تکامل یابنده ی خود را طی می کند. تحلیل هایی که خواسته اند انقلاب اسلامی را متعصبانه و کورکورانه با مدل فوق الذکر مورد مطالعه قرار دهند تلاشی غیر علمی و متحجرانه انجام می دهند. چرا که همانگونه که گفته شد انقلاب اسلامی هر چند از آغاز تاکنون مراحل گوناگونی را به خود دیده است . ولی با همه ی انقلاب ها خصوصا در درون مدرنیته از این لحاظ تفاوت اساسی دارد. و کسانی که بر شناخت انقلاب اسلامی بر اساس آن مدل پافشاری می کنند ، بیش از حد برای آن مدل ظرفیت و توانایی توقع می نمایند. آن مدل اصلا توانایی هیچ یک از مراحل انقلاب و تغییرات آن را ندارد. درباره ی روند رو به تکامل انقلاب اسلامی ایران رهبر معظم انقلاب چنین بیان می کنند:
" این انقلاب شکست خوردنی نیست. این انقلاب فرود آمدنی نیست. این انقلاب از سیر و حرکت خود باز نمی ایستد. چون جامعه ی ما یک جامعه ی مؤمن و دینی است و ایمان اسلامی در عمق دل مردم از همه ی قشرها نفوذ دارد. مردم به معنای حقیقی کلمه به دین معتقدند."  
"در انقلاب اسلامی پادزهر فرود انقلاب در خود این انقلاب گذاشته شده است.... تجسم انقلاب در جمهوری اسلامی و در قانون اساسی جمهوری اسلامی است. نویسندگان قانون اساسی که از نظر امام و مکتب امام درس گرفته بودند ، در خود این قانون عامل تداوم بخش انقلاب را گذاشته اند. پای بندی به مقررات اسلامی و مشروعیت بخشیدن به قانون مشروط بر اینکه بر طبق اسلام باشد."
"در نظام جمهوری اسلامی ، اساس حرکت بر پای بندی به مبانی است."
علاوه بر این متفکران آگاه و دلسوز جامعه ی ما به خوبی واقفند که اینگونه تحلیل ها در بین مجامع علمی ره به جایی نمی برد و ذره ای از ابهت و شکوه انقلاب اسلامی را خدشه دار نمی سازد. بر خلاف تصور اینگونه تحلیل ها ، انقلاب اسلامی با توسعه ی نفرت و برائت نسبت به قدرت های استکباری و ظالم جهانی و اتکا بر ایمان اسلامی و پیروی از رهبری های رهبر انقلاب راه شکوفایی خود را روز به روز دنبال می کند.
نویسنده ی کتاب ، هدف این تحلیل را تحول و دگرگونی در حس بی اعتمادی بین روابط ایران و آمریکا عنوان نموده است و اشاره کرده است که راه تحول ، فهم روند انقلاب اسلامی است تا به تصور خود روند ایجاد ضدیت با استکبار جهانی را معکوس ساخته و بی اعتباری و بی حیثیتی آمریکا را در نزد ملت ها خصوصا ملت ایران از بین ببرد.
خوش بینانه باید گفت که با این تحلیل  و هدف، سلطه ی فرهنگی آمریکا را به رخ ملت ایران بکشد. 
در آخر کتاب نیز با دست و دل بازی به دولت مردان آمریکا توصیه هایی راه گشا برای دفع نهضت هایی از جنس انقلاب اسلامی طرح کرده است. برای مجامع علمی و فهیم دانشگاهی ما پر واضح است که اینگونه تحلیل ها به مثایه ی خدمت گزاری سربازان فرهنگی به دولت استکباری آمریکاست. همچنین نمایان است که اینگونه اهداف و روشها در تحلیل انقلاب اسلامی ایران برای شناخت انقلاب اسلامی ناکارآمد بوده و کسانی که ناآگاهانه و غافلانه این تحلیل ها را پذیرفته اند ، از شناخت این واقعه ی بی نظیر قرن بیستم فاصله ای بس طولانی دارند. تحلیلی که سلطه و قدرت استکباری آمریکا را مطلق پندارد و رفتار انقلاب اسلامی را درون نظم جهانی و سلطه ی ظالمانه ی ایالات متحده ی آمریکا بداند ، به هیچ وجه با انقلاب اسلامی که هدف اصلی آن از بین بردن قدرت های زورگوی بین المللی است نسبتی ندارد. انقلاب اسلامی که توانسته علیرغم هزینه های سنگینی که بر آن تحمیل نموده اند ، قدرت مذهب و اسلام را در برابر قدرت های استکباری به منصه ی ظهور بگذارد ،  چگونه متفکرین منصف و متدین می توانند تحلیلی که جاهلانه ، سلطه ی آمریکا را بر این انقلاب حاکم می دانند ، باور کنند؟ چگونه این تحلیل ها می تواند راه آینده ی انقلاب اسلامی را ترسیم نماید؟ تحلیلی که گستاخانه و بی ادبانه ، تنها راه انقلاب را به اصطلاح یادگیری راه و رسم چگونه سازش کردن می داند ، چگونه می تواند مفید و ارزشمند تلقی گردد؟
بر خلاف نتیجه گیری صاحب این تحلیل در کتاب شکل گیری انقلاب اسلامی ایران ، امام خمینی بنیانگذار این انقلاب ،رمز پیروزی را اتکال به قدرت خداوند و وحدت کلمه مردم دانسته است. و همین امر را نیز هنر ارزشمند کشورداری بر مبنای اسلامی بر می شمرد. البته مسئولان حکومتی انقلاب این راه حیاتی انقلاب را به خوبی از امام راحل فراگرفته ، و بر همین اساس حرکت خود را تنظیم می نمایند.
البته این نکته شایان ذکر است که در جای جای این کتاب ، نتیجه گیری های غلط ، اتهامات بی اساس و تناقض های فراوان مشاهده می گردد که مجال پرداختن به همه ی آنها نیست. به نظر می رسد مطالب بیان شده در این نوشتار برای نقد و ارزیابی این تحلیل کفایت کند و احتیاجی به پاسخ دادن به تک تک اتهامات و نتیجه گیری های این نویسنده بی اطلاع از انقلاب اسلامی نباشد.

پی نوشت ها:
۱. صحیفه ی امام ، جلد ۶ ، صفحه ی ۵۰۲ ، ۱۷/۱/۵۸.
۲. همان ، جلد ۲۱ ، صفحه ی ۴۰۱ و ۴۰۲.
۳. همان ، جلد ۶  ، صفحه ی ۳۱۰ ، ۱۴/۱۲/۵۷.
۴. بیانات رهبر انقلاب اسلامی ، آیت الله خامنه ای در حرم امام خمینی"رحمه الله" ، ۱۴/۳/۸۵



طبقه بندی: امام خمینی وانقلاب اسلامی،
برچسب ها: شاه، انقلاب اسلامی، امام خمینی، کتاب"شکل گیری انقلاب اسلامی از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی"محسن میلانی، عصرپهلوی، آمریکا،
[ دوشنبه 1393/10/29 ] [ 19:11 ] [ حمید عزیزی (خاک) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


إِلَهِی وَ رَبِّی مَنْ لِی غَیْرُكَ
اى خدا اى پروردگار جز تو من كه را دارم
-------------------------------------------------
سلام
به وبلاگ من خوش آمدید
این وبلاگ جهت تبادل افکار واستفاده ازنظرات شما ایجادگردیده است لطفا مارا همراهی نمائید.
متشکرم
_______________________
گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟
فریدون مشیری

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تاریخ روز _____________
ساعت فلش مذهبی
----------------------------
روزشمار محرم عاشورا -------------------------------
__________________

تعبیر خواب آنلاین

 -----------------------------  ------------------------

فال حافظ

_______________________ _______________________ وصیت شهدا ________________________

لوگوی وب حدیث عشق

_____________ ------------------------
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic