شهربهشت(رضوانشهر)
خدا را برآن بنده بخشایش است که خلق از وجودش در آسایش است (سعدی)
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

انا بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین

من بقیةالله در روی زمین هستم و جانشین او و حجت او بر شما هستم

     نیمه شعبان ولادت باسعادت منجی عالم بشریت، قائم آل محمد(ص)،

                                حضرت مهدی موعود (عج) مبارکباد./
مقدمه مدیروبلاگ:
                                                              بسمه تعالی
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم                 چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
 نیمه شعبان سالروزولادت باسعادت "مهدی موعود" حضرت صاحب الزمان (عج) است که انسانهای آزاده وخداجوی زیادی از ادیان مختلف جهان چشم براه آمدن آن ناجی بزرگ یعنی"موعود" می باشندکه بیاید وجهان راپر ازعدل ودادنمایدومظلومین جهان رانجات دهدومردم درذیل سایه حکومت آنحضرت درامنیت وآسایش زندگی نمایند.که این آرزوی میلیاردها انسان درقرون متمادی بوده واست .وآرزومندیم این یادگارحضرت فاطمه الزهرا(س)بزودی بیاید وجهان راگلستان نماید....
به همین بهانه توجه عزیزان را به دومطلب جداگانه که اولی ازسایت" موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت ( علیهم السلام)"و دومی ازسایت راسخون ،درمورد"انتظارموعوددرادیان دیگر" بوده وانتخاب شده است ،جلب مینماید:



لطفاًبقیه را درادامه مطلب مطالعه بفرمائید:
ازسایت" موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت ( علیهم السلام)

همان گونه كه می دانید مهدویت از واژه هایی است كه كاركرد اختصاصی آن به حوزه اسلام و مسلمانان مربوط می شود و این واژه برگرفته از روایات اسلامی در این خصوص است.[1] لیكن در میان پیروان ادیان و مذاهب جهان با اسامی مختلف و گوناگونی مطرح است كه در ضمن بحث روشن خواهد شد چرا كه این اندیشه (موعود) از خصایص بشری است.[2] و همة ادیان معروف موعود دارند.[3]

توجه و اهتمام پیروان ادیان به موضوع موعود (مهدویت) به ضعف و قوت آنان بستگی دارد. یهودیان پس از سقوط دولتشان به وسیلة بختنّصر و مسیحیان پس از تشكیل دولتشان به وسیلة قسطنطین بیشتر منتظر موعود بوده اند و میان مسلمانان شیعیان اثنی عشری كه دلالت نداشته اند از اهل سنت كه دست داشته اند بیشتر منتظر بوده اند.[4] پس از بیان اجمالی این اندیشه مصرفی مصادیق عینی مهدویت در ادیان می تواند روشنی بخش باشد. این عنوان را به پادشاهان اسرائیل و كاهنان بزرگ و بالاخره شاهان غیر اسرائیلی مثل كورش كه معتقد بودند وی را خدا برگزید و مسح كرد اطلاق می كردند از آن پس عنوان مسیح حكایتگر شخصیت پرجذبه ای بوده است كه باید می آمد تا پادشاهی اسرائیل را احیاء كند خصایص او در یهودیت عبارتند از پادشاهی مسح شده، دین مداری عادل، پیامبر آخر الزمان از نسل داود.[5] بنابر باور یهود آن گاه كه مسیح بیاید در پادشاهی خدا بر زمین مستقر می شود و همه ملت ها به اورشلیم باز خواهند گشت بدین سان یهودیت انتظار قدیمی را تجربه می كند اما در این اواخر جریانات پیشرو یهودی كمتر بر اندیشه مسیح شخصی گردن می نهند و برخی محافل یهودی برپایی حكومت اشغالگر اسرائیل را به مثابة آغاز رهایی به زنان سوی مسیح می دانند و از طرفی بسیاری از اسرائیلی های سكولار اصولاً هر مشكل از امید به مسیح آینده را رد می كنند.[6] 

 

مهدویت در مسیحیت
اندیشه موعود در مسیحیت به سه گونه نمودار گشته است در یك پرده همان اندیشه موعود یهودی است كه در آن عیسای ناصری (حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ ) نقش مسیح نجات بخش را ایفا می كند و در پردة دیگر با نوید رجعت عیسی» به مثابه «داور جهان» در آخر الزمان نمایشگر سنخ دیگری از اندیشه موعود است و در چهره سوم سخن از شخص دیگری است كه خود عیسی مسیح وعدة آمدنش را می دهد كسی كه چونان «تسلی دهنده» و «روح راستی» می آید و بر مسیح جلالت می بخشد و بر او شهادت می دهد مسیحیان این را همان روح القدس می دانند و معتقدند كه اندك زمانی پس از مسیح ظهور كرد و همو هماره بر كلیسا حكم رانده است دربارة گونة اول از اندیشه منجی موعود در مسیحیت كه با مصرفی عیسی به عنوان مسیح موعود یهود رخ نمود چونكه قابل تأمل است. نخست این كه یهودیان كه خود صاحب اصلی این اندیشه و وعده بوده اند هرگز به آسانی به پذیرش این ادعا تن ندادند و با مطرح ساختن این كه مسیح موعود باید از نسل داود باشد و با تأكید بر پادشاه بودن مسیح كه عیسی فاقد این شرط بود و با استناد به سرودها كه امكان مسیح بودن عیسی را نفی كرده تحقق این وعده را عیسی نپذیرفتند. دوم این كه مسیح یهود پسر خدا نبود ولی مسیحیت عیسای ناصری را به مثابه پسر خدا معرفی می كرد.[7]
اما در باب دوم و گونه دیگر اندیشه موعود در مسیحیت كه در جهت عیسی مسیح به عنوان داور جهان در آخر الزمان را وعده می دهد چونكه گفتنی است. اول آن كه در عهد جدید یادآور شده اند كه عیسی با رنج به جای بنی آدم و با مرگ خویش به انتظار موعود نجات بخش پایان داد اما دوباره بر می گردد تا داور جهان باشد نكتة دوم هم این كه موعود مسیحی وقتی به صورت داور جهانی رجعت می كند این اندیشه نجات بخش وی را با دیگر فرهنگ ها متفاوت ترسیم می كند و نكتة سوم این كه عهد جدید از سیاسی كردن مسیح موعود برحذر است.[8] و چهرة سوم موعود مسیحی چهره ای به كلی دیگر است او آن مسیحی نیست كه امت موسوی انتظارش را می كشیدند و به باور امت عیسی همو بود كه آمد و هموست كه باز خواهد آمد این فرد دیگری است كه عیسی مسیح وعده آمدنش را می دهد. نكته ای كه در این جا هست تلقی مسیحیان از فرازهای انجیل یوحنا «16: 27 / 14 : 17، 16: 8» است مسیحیت هرگز به این تن در نداد كه «تسلی دهنده» و «روح راستی» كه كتاب مقدس وعده آمدنش را داده كسی چون پیامبری یا وصی پیامبری باشد بلكه مصداق این وعده همان روح القدس بوده است بدینسان موعود آخر الزمان مسیحی از دانسته اندیشه های موعود صرفاً اجتماعی و حتی موعود نجات بخش «معنوی ـ اجتماعی» به كنار می رود.[9][10]
 

آیین زرتشت
در این آیین موضوع موعود رهاننده با مفهوم سوشَینت از ریشه «سو» به معنای «سود رساننده» گره خورده است این مفهوم فی الجمله اشاره به كسانی است كه به نوبت در رأس هر هزاره می آیند و پلیدی را ریشه كن و جهان را نو می كنند مهم ترین ایشان آخرینشان است[11] و اندیشه منجی موعود زرتشتیگری از سرچشمه هایی چون نوید شكست منش بد از منش خوب، دروغ از راست به دست خرداد و امرداد جریان می یابد. در این جا لازم است كه بگوییم در سنت متأخر زرتشتی این آموزه را به اخرت شناسی پیوند می دهند به گونه ای كه ظهور منجی به جریانات روز محشر و داوری در هم آمیخته است گویا قیامت در همان زمان و در همین زمین برپا می شود در كتاب بُندهش كه از متون متأخر زرتشتیان است پس از یاد كردن اوضاع مردمان به هنگام ظهور سوشینت می گوید: «پس از آن سوشینت مردگان را بر می خیزاند...» آن گاه به تفصیل به جریان داوری می پردازد.[12]
 

اسلام
مهدویت و موعود اسلامی و به ویژه موعود شیعی دوازده امامی در میان موعود باوری ادیان از ویژگی ها و جایگاه برجسته ای برخوردار است و آن دین كه هدف اصلی از بعثت انبیاء كامل كردن شرایط برای رشد و تكامل آزادانه و آگاهانه انسان ها بوده كه به وسیلة قرار دادن وحی الهی در دسترس مردم تحقق یافته و همچنین كمك به رشد عقلانی و تربیت روحی و معنوی افراد مستعد از همین شمار است به هر حال انبیاء در صدد تشكیل جامعه ایده آل بر اساس خدا پرستی و ارزشهای الهی و گسترش عدل و داد در سراسر زمین بوده اند و هر كدام در حد امكان قدمی برداشته اند كه برای بعضی شرایط تشكیل حكومت جهانی فراهم نشده است البته خدای متعال در كتابهای آسمانیش وعدة تحقق حكومت الهی را در پهنه زمین داده است.[13] با توجه به این كه امامت متمم نبوت و تحقق بخش حكمت خاتمیت است می توان نتیجه گرفت كه این هدف به وسیلة آخرین امام تحقق خواهد یافت و این همان مطالبی است كه در روایات متواتری كه دربارة حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ وارد شده مورد تأكید قرار گرفته است.[14] خلاصه سخن این كه مهدویت به لحاظ ماهیت و كاركرد گونه های مختلفی دارد كه برخی به لحاظ ماهیت موعود شخصی است مثل مسیح برای مسیحیان و برخی به لحاظ كاركرد انحصاری قوم مدار است مثل موعود یهودیت و صهیونیسم و برخی به لحاظ آرمان موعود مقطعی است زرتشت و بالاخره برخی به لحاظ كاركد، فراگیر، و آرمان رو به آینده است مثل موعود اسلامی كه موعودی جهان شمول نیز هست.[15]
برای مطالعة بیشتر به كتب ذیل مراجعه گردد:
. سایت موعود.
. شبكة امام مهدی.
. مجله هفت آسمان، شماره هفتم، سال دوم
خدای متعال می فرمایند: «ما می خواستیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.[16]
 

پی نوشت:
[1] . ر. ك: آموز عقاید آیت الله مصباح، ص 332، چاپ سوم 78، سازمان تبلیغات اسلامی.
[2] . علی موحدیان عطاء، هفت آسمان فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب ش 12 و 13 سال سوم و چهارم زمستان 80 و بهار 81.
[3] . حسین توفیقی، هفت آسمان، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، ش 22، سال ششم، تابستان 83.
[4] . همان، ص 2 ـ 102.
[5] . هفت آسمان، ص 110 به نقل از معجم الادیا المسیحی، جان، كوربون.
[6] . همان، ص 111.
[7] . انجیل یوحنا28: 8/13:3/51:1 و همچنین هفت آسمان ص 112، ش 12 و سیزدهم مقاله علی موحدیان عطار.
[8] . هفت آسمان، ش 12،13، ص 113.
[9] . همان، ص 115.
[10] . همان، ص 115.
[11] . ر. ك: هفت آسمان، ش 12 و 13، ص 119 ـ 120.
[12] . همان، ص 121 به نقل از سوشیانت با سیر اندیشة ایرانیان دربارة موعود آخرالزمان، ص 109، علی اصغر مصطفوی.
[13] . سورة مباركه انبیا، 105 در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتیم بندگان شایسته ام وارث (حكومت) زمین خواهند شد.
[14] . ر. ك: آموزش عقاید، آیت الله مصباح یزدی، ص 330، چاپ سوم، تابستان 78، ناشر شركت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی.
[15] . هفت آسمان، ش 12 و 13، ص 108 ـ 109.
[16] . سورة مباركه قصاص، 5.

_______________________________________________________________________

نویسنده: سید احمد اشکوری
مترجم: کاظم حاتمی طبری

"انتظارموعوددرادیان دیگر"ازسایت راسخون
 
سه دین آسمانی اسلام، مسیحیت و یهود و بلکه ادیان دیگر، همه به این مسئله معتقد و معترف بوده و در این نکته اتفاق نظر دارند که یک منجی آسمانی خواهد آمد که تاج ارزش های ربانی را بر سر جهانیان نهاده و جهان را -حتی جهان مادّی- به ساحل صلح و سلامت خواهد رساند.
این ادیان منجی را با اوصاف زیر وصف کرده اند:
1- منجی، روح خدا و بنده ی خدا و درست ترین انسان است. (انجیل یوحنا، 145).
2- جهان به طور کامل از او اطاعت خواهد کرد. (انجیل یوحنا، ب 29 و 14؛ انجیل متی، ب 24؛ زبور داود، مزمور 94، از شماره 9 تا 13).
3- منجی عادل است و به عدالت حکومت می کند. (انجیل یوحنا، ب 14؛ زبور داود، مزمور 94).
4- ستم و ستمگران محو می شوند. (کتاب اشعیاء نبی، ب 11).
5- از روی هوا سخن نمی گوید؛ بلکه از جانب خدا و آنچه از پیامبر و اولیا شنیده سخن می گوید. (انجیل یوحنا، ب 14). در جای خود بیان شده که: امام علیه السلام همچون پیامبر عالم به همه چیز است. اگر چه در کیفیت علم امام اختلاف شده که آیا به صورت وحی است یا نه؟ که نظریه صحیح، عدم انحصار وحی به پیامبران است و یا بنابر قول مقابل، به صورت کشف یا چیز دیگری است.
6- هدایت عامّه برای مردم. (زبور داود، مزمور 37؛ کتاب دانیال، ب 12).
7- بیرون ریختن گنج های زمین برای او. (زبور داود، مزمور 37؛ کتاب دانیال، ب 12).
8- در میان مردم است و آنها را می بیند، اما آنها او را نمی شناسند و این به سبب غفلت آنها است. (انجیل یوحنا، 13).
9- زمین پیش از آمدن او، زیر سلطه ظلم و جور است. (کتاب دانیال، ب 12).
مطالب دیگری از همین قبیل در سایر کتاب های آسمانی نیز آمده است؛ مثلاً اینکه منجی، مایه ی تکمیل دانش ها است، یا در همه دانش ها تخصص دارد، یا از علم غیب آگاه است، یا اینکه حُکمش [ در قضاوت] به حسب واقع است و به تقیّه عمل نمی کند؛ وی جایگاه حضرت عیسی علیه السلام را در چشم یارانش تطهیر می کند(1) و به پیامبری او شهادت می دهد، حضرت عیسی علیه السلام نیز در کنار او حاضر می شود و مسیحیان قبل زا سایر ادیان و فرقه های ضاله به او ایمان می آورند. دیگر اینکه: هیچ کس حتی فرشتگان زمان ظهور او را نمی داند و دارای رجعت نیز هست.
برای دسترسی به اسناد و متون بیشتری در این زمینه، می توانید به منابع زیر مراجعه کنید:
"البراهین الساباتیة فی الردّ علی النصاری" نوشته جواد ساباطی از اعلام قرن دوازدهم هجری.
"دراسة الکمتاب المقدس تحت المجهر" از نویسنده اردنی عودة مهاوش ابو محمد اردنی.
"انیس الأعلام فی الردّ علی النصاری" نوشته محمد صادق فخرالاسلام.
"الذین اعتنقوا الاسلام" نوشته محمد رضا رضایی.
"المسیح الدجال" نوشته استاد سعید ایوب مصری.
برای همین منظور می توانید به کتاب های آسمانی نیز مراجعه کنید:
1- انجیل یوحنا، ( ب 15 شماره 27، ب 14 شماره 16، ب 16 شماره 7).
2- انجیل متا (ب 24 شماره 27).
3- انجیل مرقس (ب 13 شماره 26).
4- انجیل لوقا (ب 21).
5- زبور داود ( مزمور 37 و ...).
6- کتاب دانیال (کتاب مقدس ب 7).
در عین اتفاق نظر بین این ادیان آسمانی، بر اینکه حتماً منجی وجود خواهد داشت؛ امّا در اینکه چه کسی مصداقِ آن است، اختلاف کرده اند که آیا عُزَیر است یا مسیح؟ و از نسل پیامبر اسلام است یا از نسل ابراهیم؟ منشأ این اختلافات، تفاوت دیدگاه در نحوه تأویل متون دینی است که در آنها ویژگی های کلّی بیان شده -که پیشتر به آنها اشاره کردیم- و در این صورت بعید نیست که شخصیت ذکر شده در این متون، در اثر عوامل سیاسی، تعصب، محبت، روابط عاطفی و سعی در جلب افتخار برای دین و آیین خود، بر اشخاص معینی حمل شده باشد؛ چرا که متون دینی در بشارت های خود تصریح کرده اند که منجی جهان دارای ویژگی های والا و کمالات بسیار بلند است.
در اینجا بیان چند نکته لازم است:
1- نباید گفت: بشارت کتاب های آسمانی به منجی جهانی همان، بشارت این کتاب ها به آمدن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است؛ چرا که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اگر چه نجات دهنده است؛ اما نجات دهنده بودنش بالفعل جهانی نبوده است.
2- پیش از اقدام به تعیین مصداق برای منجی جهانی، لازم است با دقت و حوصله، همه صفات و ویژگی هایی که برای منجی جهانی بیان شده، مورد بررسی قرار گیرد. سپس واقعیت های تاریخی و قرینه هایی که برای پیدا کردن مصداق بیرونی در متون دینی قرار داده شده، ملاحظه گردد و هر کسی که احتمال می رود منجی جهانی باشد، در این بررسی آورده شود.
به عنوان مثال، در برخی از متون آمده که: حضرت مسیح علیه السلام صفات منجی جهانی را بیان کرده است. پس معقول نیست بگوییم: خودِ مسیح، منجی جهانی است. در مقابل، برای اینکه بگوییم منجی جهانی حضرت مهدی علیه السلام است، کافی است به این متن مقدس که در سِفر رؤیا آمده، توجه کنیم: (حکومت تصمیم می گیرد این پسر را بکشد؛ اما پس از تولدِ کودک، غیبت است).
محقق محترم سعید ایوب در کتاب المسیح الدجال (ص 379. 380 ط3) می نویسد: کعب گوید: در کتاب های پیامبران نوشته شده: ( المهدیُّ ما فِی عَمَلِه عَیبٌ)؛ یعنی در کار مهدی هیچ عیبی نیست.
سپس در توضیح این عبارت می نویسد: شهادت می دهم که این عبارت را به همین شکل در کتاب های اهل کتاب دیده ام؛ اهل کتاب همان طور که اخبار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را دنبال می کردند، اخبار مهدی علیه السلام را نیز پی گیری کرده اند. خبرهایی که در سِفر رؤیا آمده، بر زنی دلالت دارد که دوازده مرد از نسل او به دنیا می آیند، سپس به زن دیگری اشاره می کند که مادر دوازدهمین مرد از نسل آن ماردبزرگ است.
در این سِفر آمده: این زنِ دوم، با خطراتی مواجه می شود و به عنوان سمبلِ این خطرات، از آن با عنوان اژدها یاد می کند و می گوید: «در هنگام وضع حملِ این زن، اژدها در مقابل او می ایستد تا چون وی فرزند را به دنیا آورد او را ببلعد»؛ این یعنی حکومت تصمیم داشته پس از به دنیا آمدن این پسر، وی را به قتل برساند.
"بارکلی" در تفسیر این ایات انجیل گوید:
«هنگامی که آن خطرات بر زن باردار هجوم می آورد، خداوند متعال پسر او را می رباید و او را حفظ می کند». (2)

دو پرسش

پرسش اول:

چگونه می توان به متون دینی استناد کرد که در کتاب هایی آمده که یقین داریم تحریف شده اند؟
پاسخ: 1 - دلیل اصلی بر مسئله منجی و امام زمان علیه السلام سنّت شریف است، و آنچه از دیگر کتاب های آسمانی آورده شده نقش تأییدی دارد؛ همچنین موجب قانع شدن پیروان آن ادیان به حقّانیت اسلام و مذهب شیعه باشد.
2- همه آنچه در کتاب های آسمانی آمده، تحریف شده نیست؛ بلکه قرآن مجید به برخی از مطالبی که در این کتاب ها آمده، در موضوع بشارت به پیامبر عالی قدر اسلام استشهاد کرده است.
3- کتاب های آسمانی، ویژگی های منجی را بیان کرده اند، خصوصاً که این خبرها قبل از وقوع داده شده و از آنجا که تاریخ نشان می دهد که آن خبرهای غیبی به وقوع پیوسته و اعتماد کردن به این خبرها صحیح است.

پرسش دوم:

این همه مطلب که در کتب ادیان دیگر درباره مهدی وجود دارد، می تواند دلیل بر این باشد که اندیشه ی مهدوی اساساً یک فکر اصیل اسلامی نیست و ممکن است از اسرائیلیاتی(3) باشد که از ادیان دیگر به اندیشه و شریعت اسلام وارد شده است.
پاسخ: 1- صرف اینکه بشارت به بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یا سایر معارف اسلامی در دیگر کتاب های آسمانی آمده باشد که دلیل بر باطل بودن آن مطالب نیست. اگر چنین باشد، بیان ویژگی های پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در این کتاب ها باید به این معنی باشد که اصل اسلام و بعثت این پیامبر همه از اسرائیلیات باشد.
2- چنان که گفتیم، بین وجود یک مطلب در کتاب های آسمانی دیگر و اسرائیلی بودن آن مطلب ملازمه ای نیست؛ خدای تعالی فرماید: (لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یقُولُونَ إِنَّمَا یعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِی یلْحِدُونَ إِلَیهِ أَعْجَمِی وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِی مُبِینٌ؛ و نیک می دانیم که آنان می گویند: «جز این نیست که بشری به او می آموزد» [نه، چنین نیست، زیرا] زبان کسی که [این] نسبت را به او می دهند غیر عربی است(4) و این [قرآن] به زبان عربی روشن است)(5)
ظاهر آیه این است که کافران توجه داشتند که بعضی از مفاهیم قرآنی با آنچه در کتاب های آسمانی سابق آمده مطابقت دارد و به همین جهت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را متهم کردند که آنچه می داند از اهل کتاب گرفته است.
این آیه شریفه، در سیاق اطلاق مقامی وارد شده است؛ یعنی این را که بعضی از مطالب قرآن با آن کتاب ها مطابقت دارد به کلی نفی نکرده؛ به این نکته اشاره کرده که: محال است این قرآن توسط بشر دیگری ساخته و پرداخته شده باشد؛ بلکه بشر از آوردن چنین مطالبی در قالب چنین الفاظی عاجز است. به علاوه که صاحبان کتاب های آسمانی عرب خالص نبوده و به زبان عربی چنان تسلطی نداشتند که چنین سخنان معجزه آسایی را بیان کنند. پس به مقتضای اطلاق مقامی، اتحاد اندیشه بین ادیان مختلف مانعی ندارد، شواهد این وحدت اندیشه نیز فراوان است.
بنابر آنچه گذشت، اندیشه مهدوی سابقه ای فراتر از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دارد؛ اما اسلام در اندیشه اصیل شیعی، این تفکر را از حالت تئوری و سخن از آینده به طرحی تبدیل کرده که در مسیر اجرا است؛ و تفکر شیعی به وجود او و تأثیر تکوینی، تشریعی، معنوی و هدایتی او اعتقاد داشته، و او را از غیب به جهان واقعیت، از آینده به زمان حال و از رؤیا به حقیقت آورده است؛ حقیقتی که با آن زندگی می کنیم، در ما تأثیر می گذارد و از او تأثیر می پذیریم. از همین رو است که اخبار مهدی در نزد ما -به خلاف برادران اهل سنّت- تنها خبری از آینده نبوده؛ بلکه سخن از حال است؛ مهدی علیه السلام با ما زندگی می کند و ما با او زندگی می کنیم؛ او از اندوه ما اندوهگین می شود و همچون ما در انتظار وعده ی الهی است. ولایت در نزد ما زنده و رد جریان است که خدا فرموده: ( إِنَّهُمْ یرَوْنَهُ بَعِیدًا* وَنَرَاهُ قَرِیبًا؛ آنان آن روز را دور می بینند* و [ما] نزدیکش می بینیم).(6)

پی نوشت ها :

1- چون ظاهراً برخی از مسیحیان درباره تولد حضرت عیسی علیه السلام به داستانی دروغین معتقد هستند که با آنچه در قرآن مجید آمده و ما مسلمانان به آن معتقد هستیم، تفاوت دارد و ساحت قدس و دامان پاک حضرت مریم علیهاالسلام را لکه دار می کند و حضرت مهدی علیه السلام با شهادت دادن به پاکی ولادت آن حضرت، ایشان را در چشم پیروانش تطهیر می کند. (مترجم)
2- المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی، مرکز الرسالة: 13.
3- قبلاً منظور از اسرائیلیات را در پاورقی ص 162 توضیح داده ام. (مترجم).
4- در تفسیر این آیه شریفه آورده اند: کافران به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تهمت زدند که شخصی به نام عبدة بن حضر و به روایتی ابو فکیهة مولی بنی الحضرمی -که از روایات بر می آید، مردی رومی و مسیحی، ساکن مکه و وابسته به قبیله ی بنی حضرمی بود- مطالب قرآنی را به آن حضرت آموزش می دهد؛ چون مشرکان در مکه دیده بودند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به خانه ی او رفت و آمد داشته است. خداوند در این آیه به آنان پاسخ می دهد که چگونه کسی که زبانش عربی نیست می تواند قرآنی را به پیامبر آموخته باشد که تماماً به زبان فصیح عربی است. (ر.ک: علامه طباطبایی، تفسیر المیزان: 351/12 به نقل از تفسیر الدّرّ المنثور سیوطی و تفسیر عیّاشی). (مترجم).
5- نحل: 103.
6- معارج: 6 و 7

منبع مقاله :
اشکوری، احمد؛ (1390)، مبانی اعتقاد به مهدویت، کاظم حاتمی طبری، قم: مسجد مقدس جمکران، چاپ اول
ب


طبقه بندی: انتظار،
برچسب ها: مهدی موعود، بقیة الله، صاحب الزمان، مهدویت، مسیحیت، زرتشت، اسلام،
[ شنبه 1395/03/1 ] [ 12:00 ] [ حمید عزیزی (خاک) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


إِلَهِی وَ رَبِّی مَنْ لِی غَیْرُكَ
اى خدا اى پروردگار جز تو من كه را دارم
-------------------------------------------------
سلام
به وبلاگ من خوش آمدید
این وبلاگ جهت تبادل افکار واستفاده ازنظرات شما ایجادگردیده است لطفا مارا همراهی نمائید.
متشکرم
_______________________
گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟
فریدون مشیری

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تاریخ روز _____________
ساعت فلش مذهبی
----------------------------
روزشمار محرم عاشورا -------------------------------
__________________

تعبیر خواب آنلاین

 -----------------------------  ------------------------

فال حافظ

_______________________ _______________________ وصیت شهدا ________________________

لوگوی وب حدیث عشق

_____________ ------------------------
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic